تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به پستو می باشد.

برای ادامه و مشاهده پروفایل کاربران پستو، ابتدا ثبت نام کنید یا وارد شوید.


pastooo

در همسریابی پستو بگرد و فرد مورد نظرتو پیدا کن، چت کن و بیشتر آشنا شو، اولین قرارت رو بذار!

نگران سرعت نباش، از چت سریع و روان با کاربران لذت ببر

ما به صورت سخت گیرانه به تخلفات کاربران رسیدگی می کنیم و از ایجاد هر گونه مزاحمت جلوگیری می کنیم

معروف ترین اپ دوستیابی ایرانی

بلند شدم و موبایل و سوییچ رو که روی میز بود رو برداشتم و همزمان که سمت گیره لباسی میرفتم برای این که پالتو و کیف مشکی رنگم رو بردارم، گفتم: خب اپ دوستیابی تیندر جان
اپ دوستیابی

معروف ترین اپ دوستیابی ایرانی - اپ دوستیابی

 لبخند پیروزمندانه ای زدم و سرم رو آروم تکون دادم که بهار زیر لب گفت: کوفت. تک خنده ای کردم و دوباره سمت کمد لباسهام برگشتم. رودوش ی کالباسی با زیریه مشکی و یه شلوار جین مشکی با شال کالباسی برداشتم. شاید خیلی از این جور تیپ ها استقبال نمیکردم؛ اما امروز فرق داشت. امروز به نوعی اپ دوستیابی بامبل قرار بود توی ی ک مصاحبه کاری شرکت کنم؛ پس باید یک تیپی که به قول معروف سنگین و مناسب چنین قرار هایی بود، میزدم. امروز قرار بود، برم یک جایی که نه می دونستم قراره با کی رو به رو بشم؛ نه میدونستم آخر و عاقبت این کار چی میشه؛ فقط می دونستم ته دلم راضی به این کار بود. تک نفس عمیقی کشیدم و رفتم توی حموم و لباسهام رو عوض کرد تا اپ دوستیابی راحتتر باشه. همون جا موهام رو شونه کردم و با یه کش موهام رو دم اسبی بستم که باعث شد پیشونیم کمی پهنتر بشه و چشم هام کشیدهتر نشون داده بشن. شال کالباسیم رو روی سرم انداختم و در حالی که داشتم مرتبش میکردم؛ نیمچه استرسی به دلم افتاد.

ورود به اپ دوستیابی نی نی سایت

 استرسی که نمیدونستم برای چی بود؛ اما اپ دوستیابی بامبل به شرا یط و وضعیتی که االن درش قرار گرفته بودم نسبتش دادم و با گفتن این جمله به اپ دوستیابی نی نی سایت کههرکسی جای تو بود، همین استرس و نگرانی رو داشت.، خودم رو آروم کردم. وقتی از مرتب بودن شالم مطمئن شدم، لبخند ی توی آ یینه بخودم زدم و پلک هام باز و بسته کردم و این کار نماد اعتمادی بود که به اپ دوستیابی نی نی سایت دادم. از حموم اومد بیرون دیدم اپ دوستیابی آماده بود و نشسته بود رو ی تخت و سرش با گوشش گرم بود. اپ دوستیابی دختر فوق العاده ای بود. واسه هیچ کس کم نمی گذاشت. تربیتش بیست بود؛ فقط کمی توی مسائل عاطفی و جنگیدن برای خودش و حقش ضعیف بود. سرش گرم موبایل بود و متوجه حضور اپ دوستیابی فارسی نبود. صورتش رو برانداز کردم. رژ قرمز ماتی که هم رنگ شالش بود و خط چشم مشکی به همراه کمی کرم پودر و با اون موهای طالیی خوش رنگ، بسیار زیبا شده بود. یک لحظه ای ن قدر محوش شدم و که با لبخند عمیق و خیلی یهو یی گفتم: چه ناز شد ی! اپ دوستیابی انگار از توی عالم دیگه پا به ا ین جهان گذاشته بود.

بهترین اپ دوستیابی کره ای

 با بهت سرش رو آورد باال و بعد بعد از چند ثانیه با ی ک لبخند ی، چشم و ابرویی برای اپ دوستیابی کره ای اومد و گفت: نه به اندازه شما! لبخند ی زدم و اومدم پشت میز توالت نشستم. کرم پودر رو برداشتم و کمی به صورتم زدم و با اسفنج صورتی رنگ شروع کردم به فیکس کردنش. وقتی کار کرم پودر تمام شد، یک رژ کالباسی مات برداشتم و لبهام رو بهش آغشته کردم. ی ک خط چشم متوسط کش یدم و در آخر، با ریمل مژههام رو جال دادم. 

بلند شدم و موبایل و سوییچ رو که روی میز بود رو برداشتم و همزمان که سمت گیره لباسی میرفتم برای این که پالتو و کیف مشکی رنگم رو بردارم، گفتم: خب اپ دوستیابی تیندر جان، بریم! و برگشتم سمتش که با چشمای ریز و لبخند مشکوک اپ دوستیابی خارجی مواجه شدم. 

کجا به سالمت ی؟ تک خنده ای کردم و گفتم: سر قرار با دوست پسرم. تیپم خوبه؟ اپ دوستیابی خارجی دستی به کمر زد و گفت: هی هم چین بدک نیست. دیونه ای نثارش کردم که اپ دوستیابی خارجی تک خنده ای کردم و در حال ی که داشت پالتوی قهوه ای رنگش رو م ی پوشید، گفت: حاال واقعا کجا میخوای بری؟ 

پیش دوست پسرم. نگاه عاقل اندر سفیهانه ای بهم انداخت که خیلی شیک و مجلسی گفتم: خیلی خب؛ میخوام برم سر پروژه کار عملیم. اپ دوستیابی تیندر سری تکون داد و در حالی که داشت خنده اش رو کنترل میکرد، گفت: تا باشه از این کار عملی ها. واال ما کار عملی که اپ دوستیابی بادو اپ دوستیابی فارسی بهمون داد این بود که برم توی تیمارستان از کسایی که می خواستن زناشون رو بکشن، گزارش بگیرم. یکیشون با چاقو دنبالم افتاده بود میگفت: اپ دوستیابی بادو میکشمت! حاال اپ دوستیابی کره ای بدو اونم بدو!

مطالب مشابه

آخرین مطالب