تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به پستو می باشد.

برای ادامه و مشاهده پروفایل کاربران پستو، ابتدا ثبت نام کنید یا وارد شوید.


pastooo

در همسریابی پستو بگرد و فرد مورد نظرتو پیدا کن، چت کن و بیشتر آشنا شو، اولین قرارت رو بذار!

نگران سرعت نباش، از چت سریع و روان با کاربران لذت ببر

ما به صورت سخت گیرانه به تخلفات کاربران رسیدگی می کنیم و از ایجاد هر گونه مزاحمت جلوگیری می کنیم

دانلود دوستینو برنامه دوست یابی

این نظر من عجیب بود؛ اما جدیدترین برنامه چت و دوستیابی به بچگیهای من کمی شباهت داشت، ولی خب این قدر برای دیدنش هیجان داشتم که وقت تعجب برام باقی نمی موند
دوستینو

دانلود دوستینو برنامه دوست یابی - دوستینو

 وقتی به طبقه باال رسید یم پنج الی شش در با رنگ مشکی و طالیی به چشم می خورد؛ اما بین اون همه در طالیی و مشکی، یکی از در ها که رنگ صورتی داشت بدجور جلب توجه م یکرد. این که اون در، در اتاق برنامه رل یابی رایگان باشه خیلی احتیاج به فکر نداشت و با حرکت دوستینو برنامه به سمت اون در مهر تایید روی حدسم خورد. از وقتی که داستان زندگی این دختر رو شنیده بودم، ب یشتر از قبل دوست داشتم ببینمش. یک دختری که حاصل ازدواج یه که از هم پاشیده و اون نه تنها از نعمت مادر، بلکه از نعمت پدر هم محروم شد. نمیدونستم منی که توی سن این دختر فقط عشق و محبت ب ین پدر و مادرم رو دیده بودم و سایه جفتش باالی سرم بود، چجوری اون رو درک کنم؛ اما باید همه تالشم رو میکردم تا این دختر رو کمی به زندگی عادیش برگردونم.

 دوستینو برنامه در رو باز کرد و وارد اتاق شد؛ چون پشت سرش بودم، برنامه رل یابی رایگان رو ند یدم. بهترین برنامه چت ایرانی، پرستار جد ی دت اومده. و وقتی دوستینو برنامه جمله اش رو تموم کرد، کنار رفت و من بعد از کلی هیجان به دیدن این دختر کوچولو، بالخره دیدمش. با دیدنش ناخودآگاه لبخند روی لبم نشست. یک دختر با موهای بور و فر و صورت گرد و گندمی و از همه مهمتر چشمهایی که شبیه چشم های من بود. شاید این نظر من عجیب بود؛ اما برنامه رل یابی رایگان به بچگیهای من کمی شباهت داشت، ولی خب این قدر برای دیدنش هیجان داشتم که وقت تعجب برام باقی نمی موند؛ و از همه مهم تر این که فقط من نبودم توی ای ن دنیا که چشم هام آبی بود. عروسک کیتی صورت ی رنگش توی بغلش بود و سرش رو توی عروسک فرو برده بود.

آدرس برنامه چت و دوستیابی سریع

 اصال به دوستینو برنامه نگاه نکرد و نگاهش به بیرون، به درختهایی که روبه روی پنجره اتاقش قد کشیده بودن و سایه ای برگ های بلندشون روی تخت برنامه چت و دوستیابی سریع نمایان شده بود، بود. بدون از این که به برنامه چت ناشناس بدون شماره نگاه کنه، با ی ک بغضی که با همی ن سن کمش داشت تالش میکرد مخف ی ش کنه، سرتقانه گفت: نمیخوام. با شنیدن صدای نازک و بچگونه اش دلم قنج رفت و لبخندم عمیقتر شد؛ اما با شنیدن جمله برنامه چت ناشناس بدون شماره که دنیای از سردی و عصبانیت درش موج می زد، لبخند از لبام پر کشید و جاش رو به یک تعجب بزرگ دادجدیدترین برنامه چت و دوستیابی، پرستار جد ی دت اومده. و وقتی برنامه چت و دوستیابی فارسی جمله اش رو تموم کرد، کنار رفت و من بعد از کلی هیجان به دیدن این دختر کوچولو، بالخره دیدمش. با دیدنش ناخودآگاه لبخند روی لبم نشست. یک دختر با موهای بور و فر و صورت گرد و گندمی و از همه مهمتر چشمهایی که شبیه چشم های من بود. 

آدرس جدیدترین برنامه چت و دوستیابی

شاید این نظر من عجیب بود؛ اما جدیدترین برنامه چت و دوستیابی به بچگیهای من کمی شباهت داشت، ولی خب این قدر برای دیدنش هیجان داشتم که وقت تعجب برام باقی نمی موند؛ و از همه مهم تر این که فقط من نبودم توی ای ن دنیا که چشم هام آبی بود. عروسک کیتی صورت ی رنگش توی بغلش بود و سرش رو توی عروسک فرو برده بود. اصال به برنامه چت و دوستیابی فارسی نگاه نکرد و نگاهش به بیرون، به درختهایی که روبه روی پنجره اتاقش قد کشیده بودن و سایه ای برگ های بلندشون روی تخت جدیدترین برنامه چت و دوستیابی نمایان شده بود، بود. بدون از این که به برنامه چت و دوستیابی فارسی نگاه کنه، با ی ک بغضی که با همی ن سن کمش داشت تالش میکرد مخف ی ش کنه، سرتقانه گفت: نمیخوام. با شنیدن صدای نازک و بچگونه اش دلم قنج رفت و لبخندم عمیقتر شد؛ اما با شنیدن جمله برنامه چت ناشناس بدون شماره که دنیای از سردی و عصبانیت درش موج می زد، لبخند از لبام پر کشید و جاش رو به یک تعجب بزرگ داد. تو خیلی بیخود کردی که نمیخوای دخت. اخم غلیظی کردم و تیز برگشتم سمتش با گفتن: آقای شایگان!

 نذاشتم ادامه بده؛ چون مشخص بود هر وقت برنامه چت و دوستیابی سریع رو می بینه یاد زنش میوفته و تالفی اون رو توی دل این طفل معصوم در میاره. نیم نگاهی بهم انداخت و کالفه دستی روی صورت کشید و نیم چرخشی زد تا نگاهش رو بهترین برنامه چت ایرانی بگی ره. نفسش رو محکم بیرون داد و منم همون طور با اخم بهش زل زده بودم. نگاهم نمیکرد و فقط گردنش رو با کف دست مالش میداد. میخواستم بازخواستش کنم که چرا توی قرارداد شرط

مطالب مشابه

آخرین مطالب