تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به پستو می باشد.

برای ادامه و مشاهده پروفایل کاربران پستو، ابتدا ثبت نام کنید یا وارد شوید.


pastooo

در همسریابی پستو بگرد و فرد مورد نظرتو پیدا کن، چت کن و بیشتر آشنا شو، اولین قرارت رو بذار!

نگران سرعت نباش، از چت سریع و روان با کاربران لذت ببر

ما به صورت سخت گیرانه به تخلفات کاربران رسیدگی می کنیم و از ایجاد هر گونه مزاحمت جلوگیری می کنیم

اپلیکیشن دوست یابی بامبل چیست؟

هوا سوز دار شده بود. دیگه نمیشد تو ی حیاط موند. میترسیدم دانلود اپلیکیشن بامبل دوست یابی سرما بخوره. بهار رو از خودم جدا کردم
دوست یابی

اپلیکیشن دوست یابی بامبل چیست؟ - دوست یابی

وقتی می دیدم سلی ن با کار های من داره درمان میشه، داره به روال عادیه زندگیش بر می گرده، جر و بحثهام با دانلود بامبل با لینک مستقیم، جلوی چشمم، کامال کم رنگ میشد. جنس برنامه بامبل چیست برام فرق میکرد؛ یه جورا یی شبیه بچهگیهای خودم بود. با همه خیلی راحت ارتباط برقرار می کرد؛ علی رغم شرایط بد ی که داشت و حتی جنس دوست داشتنش هم با بقیه فرق میکرد. یه نیم ساعتی میشد که توی حیاط بودی م. اپلیکیشن دوست یابی بامبل توی حیاط می دویید و منم، مثل بچهها دنبالش می دوییدم. جبغ میزدیم؛ باهم دیگه می پرید یم تو ی گودالهای پر از آبی که روی زمین، به خاطر دو روز بارون، درست شده بود. اپلیکیشن دوست یابی بامبل مثل یک پرنده ای که از داخل قفس خارج شده بود، خوشحالی میکرد. 

روش دانلود برنامه bumble از گوگل پلی

انگار فقط دنبال یه چیزی بود؛ آزاد ی، چ یزی که فراهم کردنش برای دانلود برنامه دوست یابی بامبل، چ یز سختی نبود؛ ولی برای دانلود برنامه bumble از گوگل پلی خیلی سخت بود. این قدر که دنبال دانلود برنامه دوست یابی بامبل دوییده بودم، خسته شده بودم و یه کمی وایسادم تا نفسی تازه کنم. نکاهم رو به آسمون انداختم. بارون زیادی نبود؛ اما نم نمی که داشت، یه کم تند بود. دلم برای بچهگیهام پر زد؛ روزایی که بارون می اومد و بابام آروم دستم رو َمشتی توی رگ میگرفت و باهم م یرفتیم ب یرون و به قول خودش، آب باز ی میزدیم. سالم آبج ی بهار. 

با صدای اپلیکیشن دوست یابی بامبل، نگاهم رو از آسمون گرفتم و برگشتم به پشت سرم نگاه کردم. لبخند ی زدم و دست ی برای بهار، که داشت میومد به سمتون، تکون دادم. وقتی وارد روشنایی حیاط شد، تونستم خوب نگاهش کنم. یه بارونی بنفش و شلوار جین مشکی و شال بنفش تنش بود. وقتی نزدیکمون شد، قدماش رو تند تر کرد و دویی د سمت دانلود برنامه دوست یابی بامبل و بغلش کرد و در حالی که داشت با خنده دماغش رو به دماغ برنامه بامبل چیست می کشید گفت: علیک سالم وروجک من. ماهم آدم یم. بهار بوسه ای به گونه اپلیکیشن دوست یابی بامبل زد و عقبگرد کرد و گفت: سالم. خوبی؟ وقتی دانلود بامبل با لینک مستقیم رو می بینم اصال همه چیز یادم میره. و پشت سر حرفش، برنامه دوست یابی بامبل رو پایین گذاشت و اومد سمت من و من رو سفت بغل کرد. لبخند ی زدم و دستهام رو نوازش گونه، روی شونهها بهار کشیدم. 

هوا سوز دار شده بود. دیگه نمیشد تو ی حیاط موند. میترسیدم دانلود اپلیکیشن بامبل دوست یابی سرما بخوره. بهار رو از خودم جدا کردم و رو به بهار و دانلود اپلیکیشن بامبل دوست یابی گفتم: بچهها هوا خیلی سرد شده؛ بریم داخل. بهار دست برنامه دوست یابی بامبل رو گرفت و با هم از روی چمنهای خیسی که االن بوی خاکشون رو قشنگ میشد استشمام کن ی، رد شد یم و وارد خونه شد یم. بهار بارونی و شالش رو دراورد و گذاشت روی رخت آرویز قهوه ای رنگی که دم در ورودی سالن گذاشته شده بود و خم شد و پالتو و کاله و شال گردن نحوه استفاده از برنامه بامبل رو هم در اورد. 

نحوه استفاده از برنامه بامبل چیست؟

شنلم رو از روی دوشم برداشتم و دنبال بهار و نحوه استفاده از برنامه بامبل رفتم. بهار دست برنامه دوست یابی بامبل رو رها کرد و خودش رو روی مبل انداخت و دراز کشید. از چهره اش میشد ناراحتی و اعصاب خوردگی رو به وضوح دید. نفس عمیقی کشیدم و رو یه مبل تک نفره نشستم. چته؟ هیچی. آره تو که راست میگی؛ هیچی نشده. بهار در حالتی که ساعدش رو ی پیشونی ش بود، هیچ ی نگفت و فقط به سقف زل زد. میگی یا نه؟ پوزخند ی زد و گفت: بگم می تونی حلش کنی؟ و سرش رو چرخوند و بهم نگاه کرد. عاقل اندر سفیهانه نگاهی بهش انداختم و گفتم: نمیتونم حلش کنم؛ ولی میتونم به حرف هات گوش کنم تا سبک بشی و داغونتر از این نشی. بهار از حالت خوابیده بلند شد و نشست. 

چی بگم؟ بگم نم یخوام ازدواج کنم؟ بگم م یالد عین داداشمه؟ چی بگم؟ هر چیزی که بخوام بگم رو میدونی. پس باز هم بحث ازدواج بود. نفس عمیقی کشیدم و پرسیدم: چرا خودتون نمی گید که بهم عالقتون خواهر و برادریه و نمی تونید زیر یک سقف باشید؟ بهار پوزخند ی زد و ادامه داد: فکر میکنی نگفتیم؟ چرا خواهر من، شاید صد بار؛ اما مرغشون یه پا داره و حرف حرف خودشونه؛ البته حق دارن، خانواده ما دوتا هرچیزی که داره از مامان بزرگ داره، اگر حرفی بزنن مامان بزرگ اونا رو از همه چیز طرد می کنه و تمامی زحمتهای چند یدن و چند سالشون به باد فنا میره.

مطالب مشابه

آخرین مطالب